امید
چهارشنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ۱۱:۵۱ ب.ظ
امید...
چه غریب است کسی که روزی آشناترین بود.
دلتنگم، دلتنگ روزهای که با یاد تو شروع میشد و چطور تمام روز مرا د ر آغوش میکشیدی. دلتنگ خندهایمان، دلتنگ تلاشهایمان برای زنده ماندن، دلتنگ شکست خوردنهایمان، دلتنگ دیدن فردایت، دلتنگ بودنت.
امیدم، امید روزای ناامیدم کاش باز بچه میشدیم. هرچه زمین میخوردم باز دستم را میگرفتی و بلندم میکردی. چه شد که رفتی؟ چرا تنهایم گذاشتی؟ آخر من بدون تو چطور روزگار را بگذرانم...
امید روزای ناامیدم،...
۰۳/۰۳/۲۳