من یه عاشقم

من یه عاشقم

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
چه شکر گویمت ای کردگار بنده نواز

حافظ

آخرین نظرات
  • ۸ مرداد ۹۸، ۰۱:۵۱ - ناشناس
    +_+

تنهایی چیست؟

چهارشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۲۹ ب.ظ

تنهایی این نیس که هیچ کس اطرافت نباشه

این نیس که با کسی دوس نباشی

این نیس که ادم گوشه گیر و منزوی باشی

این نیس که هیچ وقت نتونی خوشحال باشی 

این نیس که کسی دوستت نداشته باشه

تنهایی یه حس درونیه 

تنهایی یعنی هیچ کس نمیفهمه حالت بده

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۱۹
دوست تنهایی هایم بامن بمان 😍😊😞

نظرات  (۵)

۱۹ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۶ مرتضی زمانی
دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد
پاسخ:
تنهایی خیلی باارزشه میدونید چرا؟
چون خالی از انسان های بی ارزشه
زیبابود ممنون دوست عزیز
خوشحالم که دوست خوبی مثل تو پیدا کردم.
هنوزز مشغول کارای خونه ام و وقت نکردم درس بخونم...برام دعا کن امتحان فردامو خوب بدم...
زندگی متاهی در کنار سختیایی که داره خوب هم هست.امیدوارم یه ازدواج عالی و موفق و پر از عشق داشتته باشی.
پاسخ:
بلاگ قبلی رو که خوندم اون شب خیلی حالم بد بود حالم شبیه حال اون نوشتت بود وقتی فهمیدم به هم رسیدین خیلی خوشحال شدم 
حتما برات دعا میکنم امتحانتو خوب بدی اما اینقدر سختی رو پشت سر گذاشتی که الان فقط از خدامیخوام ارامش داشته باشی 
منم خوشحالم از اشناییمون 
۲۴ تیر ۹۷ ، ۲۱:۱۳ سایه بیداری
سلام بانوی بزرگوار :

ای دل غمدیده حالت بِه شود ، دل بد نکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشی ، ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران ، غم مخور

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ......
....................
میدانم که مطلب ، مربوط به 19 خرداد 95 می باشد و اظهار نظر در آن ، کمی نامتعارف .
اما خواستم شما را ارجاع دهم به اوضاع دو سال پیش .
اینک فرض کنید روز 19 خرداد 95 است و من جویای احوال بانو هستم :
حالتان چطور است بانو ؟
لبخند بر غنچۀ لب مهیاست ؟
دماغتان چاق است ؟
همین الان که خندیدید با این سوالم . نفرمائید که نخندیدید . همان تبسم کوتاه نیز ما را بس .
امروز روز خوبی بود ؟
گویا کمی احساس تنهایی می کنید ؟ چرا ؟
کلمۀ « تنهایی » سگرمه ها گره زد ؟
بگشایید سگرمه ها را بانو . دو سطر به عقب باز گردید لطفا .
ها ! بله . همان پرسش چاقی دماغ را عرض میکنم .
دیدید ؟ تبسمی دوباره ؟ چرا ؟
چون دیگر تنها نیستید .
اون بالا را نگاه کنید . نه ! کمی بالاتر . کامنت خانم « آوا » را می گویم . آره . همون .
و حتی کامنت جناب مرتضی زمانی .
و حالا منِ فضول ....
آینه کنارتان هست ؟
لطفا خود را ببینید درون آن
زیبا هستید ؟
نه !
پس خدا به داد من و آوا و زمانی برسد .
الان دوباره خندیدید ؟
پس نگران نباشید زیبا شدید ...
همین .

پاسخ:
دقیقا همین طور بود که گفتید حداقل در حد یه لبخند فوق العاده بود .چه حس عجیبیه این نوشته ها منو یاد کتاب ملت عشق میندازه خوندید؟
۲۵ تیر ۹۷ ، ۰۶:۴۰ سایه بیداری
سلام بانوی بزرگوار
صبح حضرت عالی به خیر و خوشی .
نه متاسفانه هنوز فرصتش پیش نیامده  .
اما میدانم که رمانی است که به اندیشۀ مولانا و شمس اشاره دارد .
حتما در اولین فرصت تهیه و خواهم خواند .
سپاسگزارم از تذکر شما .
پاسخ:
سلام 
صبح شمام بخیر 
وقتی خوندید حتما از منم یاد کنید شما صحبتاتون مثل عزیز داخل کتابه میمونه  صحبتاتون وقتی خوندید متوجه میشید 
۲۵ تیر ۹۷ ، ۰۷:۱۵ سایه بیداری
خاطر بانوی گرامی ، همواره عزیز است و در یاد .
حتما اطاعت امر میکنم .
پاسخ:
...ای کاش تموم دلهوره هام تموم میشد ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی